محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3636
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : ابن غرق گفت : « وقتى اين سخن را از حجاج شنيدم دانستم كه چون فراغت يابد او را معزول مىكند . » نضر بن صالح گويد : حجاج به عدى بن وتاد ايادى كه عامل رى بود نوشت و دستور داد كه سوى مطرف حركت كند و بر ابن قبيصه گذر كند و چون فراهم شدند او سالار كسان باشد . عبد الله بن سليم ازدى گويد : در رى با عدى بن وتاد بر نشيمنگاه وى نشسته بودم كه نامهء حجاج پيش وى آمد كه آن را بخواند و به من داد كه خواندم چنين بود : « اما بعد : وقتى اين نامه را خواندى با سه چهارم از كسانى از مردم رى كه با تواند حركت كن و برو تا در جى بر ابن قبيصه گذر كنى . آنگاه همگى حركت كنيد ، وقتى تلاقى كرديد ، تو سالار كسانى تا وقتى كه خدا مطرف را بكشد ، و چون زحمت وى را از مسلمانان بس كرد ، با حمايت و حفاظت و رعايت خداى به سوى عمل خويش باز گرد . » گويد : وقتى نامه را خواندم به من گفت : « برخيز و آماده شو » گويد : عدى برون شد و اردو زد و دبيران را خواست و سه چهارم از مردم را احضار كرد . يك جمعه نگذشت كه روان شديم و برفتيم تا به جى رسيديم ، در آنجا قبيصهء قحافى به ما رسيد با نهصد كس از مردم شام كه عمرو بن هبيره نيز جزو آنها بود . گويد : در جى پيش از دو روز نمانديم ، آنگاه عدى بن وتاد با كسانى كه اطاعت وى مىكردند . حركت كرد سه هزار جنگاور از مردم رى با وى بود يك هزار جنگاور نيز با براء بن قبيصه بود كه حجاج از كوفه پيش وى فرستاده بود با نهصد كس از مردم شام و نزديك يك هزار كس از مردم اصفهان و از كردان كه نزديك به ششهزار جنگاور مىشدند ، آنگاه برفت تا به نزد مطرف بن مغيره رسيد .